|
جمعه 26 خرداد 1391برچسب:, :: 19:45 :: نويسنده : رویا
این چند روز که گذشت روزهای تکراری بود...ساعت های خانه تیک تیک میکردند و دقیقه ها میگذشتند اما چیزی تغییر نمی کرد...همان درد...همان اتاق کوچک در بسته و...دیگر برای به صدا در آوردن سازهایم از مغزم استفاده نمیکنم...سیم های سازهایم را به انگشت اشاره میسپارم و هرچه زدم...زدم...خسنه نمیشوم.وقتی صدای آن اوتار(سه تار)را در می آورم بی خود و بی جهت خودم را فراموش می کنم و گاهی اوقات شده تا صبح هم زدم و خودم نفهمیدم که چقدر و چند ساعت زدم...ولی اصلا خسته کننده نیست.چون صدای این ساز تنهاییم را پر میکند و فقط دوست دارم برای خودم بزنم و برای...تنهایی هایم ...... نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |